تازه نوشته ام داغ بخوانید

۲۴/۳/۱۴۰۱|فرار از خود

زمانی بود که یک گروه رو استن میکردم. هنوزم دوستشون دارم ولی کمرنگ تر از قبل. اون زمان با یک پیج اشنا شدم که ادمینش یک دختر فارغ اتحصیل

۲۳/۳/۱۴۰۱|خوشی اجباری

هیمن دیشب بود که گفتم ایشالا خدا خودش جلو میبره. پلان جلو بردنش رو امروز رو کرد. کار برام جور شد؟ اصلا پول پیدا کردم؟ نه هیچ، تازه وجودش

۲۲/۳/۱۴۰۱|انجیل این روز ها من

یک انجیل رو دست یک مسیحی معتقد تصور کنید . خب برای من کتاب هنر رندانه به پشم گرفتن نقش اون انجیل رو داره. ۰(البته میتونستم بگم که قران

۲۱/۳/۱۴۰۱

یک اعتراض ساده به معلم خواهر کوچیکم که بد درس میده و اصلا نوع اموزشش مناسب یک بچه نیست . این قدر دلیل و بحران دارم توی مغزم تا

۱۸/۳/۱۴۰۱|سوپرایزگوه

۱۸/۳/۱۴۰۱ دخترم نمیخواد بری؟ چرا نباید برم؟ نباید بری دیگه؟نمیخواد بری؟ بابا یه دلیل بگید که چرا نباید برم؟ نمیخاد بری؟لازم نیست بری؟ برو ببابا یعنی چی نمیخواد بری؟اصلا

روز مهم ادم مهم

۱۷/۳/۱۴۰۱ وبلاگ نویسی دیروز رو یادم رفت. از ساعت ۶ بیرون بودم و ساعت ۷ و خورده‌ای عصر برگشتم خونه. موقعی که پامو توی خونه گذاشتم فضای متشنج رو

آرشیو نوشته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها